|
زمزمه ی دلتنگی
|
ذره ذره خرد می شوم
تو مشت مشت بزرگ
خروار خروار قد
به خورشید هم که می ر سی
خالی از نور
سپیدار می شوی
دار می شوی
اما من
به هیچ جز این نمی اندیشم:
هر دومان قرینه ایم و از یک طناب آویخته
افسوس
ریشه هایت در خاک
![]()
..................................
..................................![]()